مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم
:: نگاشته شده توسط : ..::فاطیما::.. در 86/08/05
[+] |
س ل ا م
من فاطیما 21 سالمه در تهران زندگی می کنم
یه دختر به ظاهر آرومم
اما شیطون
برای دلم مینوشتم تا عشقم رو ثبت کنم اما حالا از خودمو عشقم براتون میگم تا تویی که آرزو داری بهش برسی بدونی اگه بخوای حتما میشه
من و عشقم هر دو خواستیم و حالا برای همیشه با همیم.
حالا که به حریمم وارد شدی سکوت رو بشکن
با تمام وجود فریاد کن
ممنونم دوست عزیزم
__________________________
آزاده آزادم ببين چون عشق درگير من است
ديگر گذشت آن دوره که تقدير زنجير من است
__________________________
بپذيريم که سرنوشت تابع انديشه هاي ماست وباور کنيم که خدا عاشق ماست و هيچ عاشقي معشوق خود را رنج نميدهد
:: دوستت دارم... ::
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم
:: نگاشته شده توسط : ..::فاطیما::.. در 86/08/05
[+] |
:: من هم خواهم رفت... ::
امانيمه شبي ... من خواهم رفت ؛
از دنيايي كه مال من نيست ،
از زميني كه بيهوده مرا بدان بسته اند ...
و تو آنگاه خواهي دانست ... جاي چيزي در وجود تو خاليست !
و تو آنگاه خواهي دانست اي پرنده كوچك قفس خالي منتظر من !
كه تنها مانده اي با روح خويش ...
و بي كسي خودت را دردناكتر خواهي چشيد در زير دندان غمت ..!
غمي كه من مي برم !
غمي كه من مي كشم!
:: نگاشته شده توسط : ..::فاطیما::.. در 86/08/03
[+] |